
زندگيمان خلاصه شده در حرف، حرف، حرف. عادت كرده ايم هر روز واژه
مي شويم براي "اين و آن" .
"اين و آن" ها هم با همان حرف ها خودشان را برايت واژه مي كنند تا مبادا فكر كني ، تنهايي .
واژه ها اينقدر راحت كلام ميشوند توي دهنشان كه آدم باورش ميشود كه :اِ !
چه دنياي قشنگي!!!
اينقدر خوبيهايش زياد است كه مي خواهي همه اش را يكجا بالا بياوري و تف كني توي صورت
همان "اين و آن" ها .
واژه هاي بيچاره . بازي زجر آوري است ، بازي با واژه ها و كشتنشان .