به نام گردآورنده ي گنجينه ي واژه ها...
The Life Be Beutifule But You Only
زندگي زيبا است اما چگونه بدون تو ؟
براي او كه صدايش ترنم دلنشين باران ونگاهش فروغ روشن مهتاب است:
نازنين :هميشه ميتواني خورشيد درونت را بيابي كافيست كه در تكاپوي آن باشي....
سكوت...زمزمه...فرياد ***وفرياد براي آزادي
نگاه ...تبسم...خنده***وخنده براي تحولي ديگر
تلنگر...اشك...گريه***وگريه براي تبسمي دوباره
قلب...كليد...قفل***وقفل براي آغاز عشق
ليلي...مجنون...انتظار***وانتظاربراي رسيدن
دل...تشويش...عاشقي***وعاشقي براي بقا
لب...بوسه...دوستي***ودوستي براي ماندن
نوازش...احساس...محبت***ومحبت براي ورودبه وادي انسانيت
طلوع عشق...غروب...فاصله***وفاصله براي مردن
اميد...رسيدن...تو***وتويعني آرامش من
واين براي من كافي است
ستاره ؛ ! تو وامدار کدام نگاهِ سبزی ، که چشمهایت فصل را هم حیران کرده...؟!!!
کدام لبخند ، تو را می آفریند که هر بار متولد می شوم ، قدم هایم یک یک تو
را صدا و چشم های خوشبختیت را جستجو می کنند.
آن وقت تمام ِمن میشود تو با همان یک جفت چشم که هزار توهای تو را در
خود گم کرده اند.
نگاهم کن. امسال و امروز بیش از پیش تو را میخوانم.